محور زندگی این روزها، یک واژه ی تلخ و سنگین شش حرفی است : ا ن ت ظ ا ر
واژه ای که به اندازه ی کشش "الف" اش کش آمده، به اندازه ی سکون "نون" اش خفقان دارد و به اندازه ی تلفظ "ر" تکرار شده است...چیزی که به گوشه گوشه ی زندگی ام سرک کشیده، برای خودش خانه و کاشانه درست کرده و میخواهد ماندگار شود.
محور زندگی این روزها همین "انتظار" است، همین "صبر" است، همان "فردا روز پاییزی" است...
+
سه شنبه 26 اردیبهشت1391 // یاسمن
این که مدام به سینه ام می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی ست که دارد نهنگ میشود. ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است. قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟!
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟
-عرفان نظرآهاری-
+
دوشنبه 18 اردیبهشت1391 // یاسمن
|